بارالها ! دل هاي خاشعان شيفته توست، و راه هاي راغبانْ به سوي تو، هموار . [امام سجّاد عليه السلام ـ در زيارت امين اللّه ـ]
امروز: پنجشنبه 7 شهريور 1387

موقعيت يهود در ايران


تاريخ معاصر ايران گواه اين واقعيت است که جامعه يهود در عصر رضاخان و پسرش‏محمد رضا پهلوي از موقعيت ممتاز سياسي،اجتماعي،فرهنگي،حقوقي و به ويژه اقتصادي‏برخوردار بود.


 


قوه مقننه‏


پس از مشروطيت تا سقوط سلطنت پهلوي،اقليت يهود همواره يک نماينده در مجلس‏ شوراي ملي داشت که البته اين روند پس از پيروزي انقلاب اسلامي همچنان تداوم داشته است.


عزيز اله سيماني در دوره اول،لقمان نهوراي دوره دوم تا چهارم و نيز دوره ششم تا سيزدهم،سموئيل حييم دوره پنجم،مراد اريه دوره چهاردهم و پانزدهم و نيز هفدهم تا بيستم،موسي‏برال دوره شانزدهم،جمشيد کشفي دوره بيست و يکم،لطف اله حي دوره بيست و دوم وبيست و سوم و يوسف کهن دوره بيست و چهارم-که به سقوط رژيم شاهنشاهي در ايران منجر شد-سمت نمايندگي يهوديان را در مجلس شوراي ملي عهده‏دار بودند.( نخستين دوره مجلس شوراي ملي در 13 مهر 1285 شمسي با نطق افتتاحيه مظفر الدين شاه گشايش يافت.در ضمن‏مجلس شوراي ملي تا پايان دوره هيجدهم،2 ساله و از دوره 19 تا 24،چهار ساله بود.در دوره اول مجلس شوراي ملي مدتي سيد عبد الله بهبهاني وکالت يهود در مجلس شوراي ملي را به عهده داشت.)


سموئيل حييم مدتي«تشکيلات صيونيت ايران»را رهبري و هدايت مي‏کرد و افرادي چون‏لطف اله حي،يوسف کهن،موسي برال،مراد اريه و جمشيد کشفي ضمن حفظ عضويت وسمت‏هاي خود در بعضي تشکل‏ها،در کانون‏هاي صهيونيستي نيز حضور و فعاليت داشتند و هراز چند گاهي به فلسطين اشغالي سفر مي‏کردند و با سران رژيم صهيونيستي کاملا مرتبط بودند.


 


 اقتصاد


روزنامه اسرائيلي جروزالم پست در 16 بهمن 1330 شمسي با اشاره به سفر موسي(موشه)برال،نماينده يهود در مجلس شوراي ملي ايران،به تل آويو،به نقل از او درباره موقعيت خوب جامعه‏يهود ايران،چنين نوشت:


در حدود ده هزار نفر از يهودياني که مايل به مهاجرت به اسرائيل هستند اکنون دراردوگاه تهران متوقف و از کمک‏هايي که مؤسسات يهود آمريکا و فرانسه مي‏پردازندزندگاني آنان تأمين و انتظار حرکت به طرف اسرائيل را دارند[...]طبق اظهار دکتربرال در حدود 70 هزار يهودي در ايران هستند که به هيچ وجه مورد تعدي واقع‏


نشده‏اند.ميان اين عده 10 نفر ميليونر و هزار نفر ثروتمند درجه اول و 5000يهودي ثروتمند وجود دارد که همه بازرگان هستند.برخي از اين يهودي‏ها به طورجدي در مقام مهاجرت برآمده‏اند مشروط بر اينکهادامه مطلب...

 نوشته شده توسط زيتون در يکشنبه 27/5/1387 و ساعت 9:42 صبح | نظرات ديگران()

پروتکل شماره 6


مي‏خواهيم به انحصار ثروت‏هاي عظيم،منابع و کالاهايي که جوامع غيريهودي در آينده به مقياس وسيعي به آنها خواهند متکي خواهند شد،دست بزنيم تااين که اين جوامع را پس از شکست سياسي با شکست اقتصادي نيز مواجه‏سازيم. اقتصاد داناني که اکنون در اين جلسه حضور دارند،اهميت موضوع را به‏خوبي مي‏توانند دريابند.


با تمام روش‏هاي ممکن،بايد اهميت حکومت قدرتمندمان را به همگان‏گوشزد نماييم و اعلام کنيم،کساني که به حکومت جهاني ما تسليم شوند،ازحمايتمان برخوردار خواهند شد.


«آريستوکراسي غير صهيونيستي»از اين پس قدرت سياسي ندارد و بايد آن رامرده تلقي کرد؛ولي به سبب داشتن زمين و خودکفايي مواد غذايي،مي‏توانندبه عنوان خطري بزرگ ما را تهديد کند.از اين رو بايد به هر قيمتي که شده آنها رااز داشتن زمين محروم کنيم.براي وصول به اين هدف،بايد ماليات‏هاي سنگين‏به زمين‏ها ببنديم و وضعي پيش آوريم که زمين داران املاک خود را براي گرفتن‏


قرض،در گرو طلب‏کاران بگذارند.به کمک چنين تدابيري،زمين داران بدون‏قيد و شرط تسليم ما خواهند شد.


آريستوکرات‏ها که خصلتا به قناعت عادت نکرده‏اند و به سرمايه اندک راضي‏نمي‏شوند،خيلي زود از بين مي‏روند.


 


ما غير صهيونيست‏ها را استثمار مي‏کنيم‏


همزمان با اقداماتي که(در مورد زمين داري)در بالا ذکر کرديم،صنعت را نيزبه انحصار خود در مي‏آوريم.البته در مراحل نخست،صنعت را در يک حالت‏تعادلي قرار مي‏دهيم و از انحصار شديد در مراحل اوليه خودداري مي‏کنيم.غرض ما از حالت تعادل اوليه آن است که صنعت و مالا سرمايه در بخش‏خصوصي متمرکز گردند و بانک‏هاي خصوصي به وجود آيند.زمين‏ها از گروطلب‏کاران بيرون آمده و به گرو بانک‏ها درآيند.آنچه که ما مي‏خواهيم اين است‏که هم ما حصل کار کارگر و هم بازده زمين،هر دو به چنگال صنعت بيفتند وبدين سان تمام پول‏هاي جهان نزد ما ذخيره شود و غير يهودي‏ها،طبقه کارگر وزحمتکش جامعه را تشکيل دهند و بدون قيد و شرط تسليم ما شوند.در چنين‏شرايطي اگر به خاطر منافع ديگري تسليم ما نشوند،لااقل به خاطر آن که‏درآمدي داشته باشند و بتوانند زنده بمانند،تسليم ما خواهند شد.


براي آن که بتوانيم صنعت غير يهوديان را به کلي نابود کنيم،علاوه برانحصار طلبي،تجمل پرستي را نيز رايج مي‏کنيم و نيازهاي کاذب مردم را افزايش‏مي‏دهيم.اقدام ديگر ما اين است که ادامه مطلب...

 نوشته شده توسط زيتون در يکشنبه 27/5/1387 و ساعت 9:37 صبح | نظرات ديگران()

کنيسه شيطان


کتاب "کنيسه شيطان" يکي از کتبي است که در باره نقاط پنهان و اسرارآميز تحريکات شيطاني براي آتش افروزي، جنگ، شورش و افتضاحات مالي در سراسر جهان منتشر شده است.


به گزارش رجانيوز، "اندرو کارينگتون هيچکاک" نويسنده امريکايي اين کتاب، کوشيده است اثر مکتوب خود در قالب يک دائرة المعارف واقعي از اطلاعات بديع عرضه کند و پرده از چهره نخبگان صهيونيست، اهداف شيطاني و فاسد و تأثيرات پنهاني اين قوم در طول تاريخ برمي دارد.


پرده برداري از نظام جديد کريپتوکراسي (حکومتي که گردانندگان وحاکمان اصلي آن، پشت صحنه آن را هدايت مي کنند) خاندان "روچيلد"ها، دولت هاي پليسي، تروريسم، "جنگ با ترور"، صهيونيسم، نازيسم، هولوکاست، سازمان ملل متحد، طبقه نخبه، جاسوسان ضد امريکايي که براي شوروي و کمونيست هاي سابق کار مي کردند، سرفصل هاي اين کتاب جذاب هستند که اخيراً در 320 صفحه منتشر شده است.


"توهين به مقدسات و ناسزاي آنها را مي دانم، آنها ادعا مي کنند که ما يهودي هستيم، ولي درحقيقت نيستند، بلکه آنان کنيسه شيطان هستند." کتاب مقدس (2:9) ديويد موسا پيداک مسيحي اي که در سال 1975 به دين اسلام مشرف شد و اکنون رهبر حزب مسلمانان انگلستان است، در مصاحبه خود در سال 2006 اعلام کرده بود، به نظر مي رسد اين جمله از کتاب مقدس دقيقاً با آنچه امروز اتفاق مي افتد، کاملاً مطابقت دارد. پيداک، در سال 1942 در شفيلد انگلستان متولد شد، او نويسنده چيره دستي است که سخنراني هاي زيادي در انگلستان در باره اقتصاد اسلامي ايراد کرده است.


در بخش هايي از کتاب هيچکاک آمده است:


طبقه کشيشان رده بالاي لوسيفر، مالکان عمده شرکت هاي انتشاراتي جهان هستند(صفحه8) ...قدرت آنها به خاطر ثروت و دارايي هاي آنهاست. (صفحه14)
خاندان روچيلد کنترل سيستم مالي و پولي امريکا را به وسيله ايجاد يک بانک مرکزي در اختيار خود دارند. (صفحه37)


کارل مارکس، که نام اصلي وي موسي لوي است، ادامه مطلب...

 نوشته شده توسط زيتون در جمعه 25/5/1387 و ساعت 9:41 صبح | نظرات ديگران()

هولوکاست


 


نام کليپ : هولوکاست


حجم : 1.83مگابايت


نوع فايل : 3gp



 نوشته شده توسط زيتون در جمعه 11/5/1387 و ساعت 8:25 صبح | نظرات ديگران()

تئاتر


تئاتر،يکي از کانال‏هاي مؤثر ارتباط با مردم است و در ميان طبقات مختلف طرفداران فراواني دارد.اين گونه از هنر از ديرباز باانسان‏ها زيسته است.تاريخ مي‏گويد که تئاتر در دوران تمدن‏هاي‏کهن،در ميان رومي‏ها و يوناني‏ها وجود داشته است.اما،انگليسي‏هااز قرون وسطي تا به امروز،از طلايه‏داران آن به شمار مي‏آيند.


چه دردناک است وقتي به اين واقعيت پي برده شود که،قديمي‏ترين تئاترهاي انگليس در چنگال اختاپوس صهيونيسم‏است.شرکت تئاترهاي انگليس در تملک لردلوگريد صهيونيست،معروف به يهودي کوتاه قامت قرار دارد.شرکت‏هاي تجاري وتوليد برنامه‏هاي تلويزيوني انگليس نيز در چنگ او است.


لوگريد علاوه بر تئاتر پادشاهي انگليس،ديگر شرکت‏هاي‏تئاتري را نيز در اختيار دارد،از جمله:تئاتر بير مانزاندناتان،تئاترلين،تئاتر لندن،تئاتر ويکتوريا پالاس،تئاتر آپولو،تئاتر دي‏ليريک،تئاتر دي کلوپ،تئاتر ملکه،تئاتر لندن کولوسيوم و تئاترلندن هيپوورم.


يهوديان انگليسي از ديرباز سعي کرده‏اند تئاتر اين کشور راتحت تسلط خود در بياورند.اين گرايش آنها،به ويژه از زماني‏شدت يافت که ديدند مردم انگليس به نمايشنامه تاجر ونيزي،نوشته شکسپير علاقه فراواني نشان مي‏دهند و اين امر،تأثيري‏منفي در ديدگاه آنان نسبت به يهود ايجاد مي‏کند.


يهوديان با تلاش فراوان توانستند به هدف خود دست يابند واز آن زمان،نمايشنامه تاجر ونيزي بر روي هيچ کدام از صحنه‏هاي‏تئاتر انگليس نرفته است.


سارا برنارد يهودي را مي‏توان به عنوان‏مشهورترين ستاره تئاتر انگليس نام برد که در دهه چهل شهرتي‏جهاني يافت.


يهوديان نه تنها توانستند صنعت تئاتر انگليس را در دست‏بگيرند و از هر گونه نمايش برنامه‏هاي مخالف صهيونيسم‏جلوگيري کنند؛بلکه از اين وسيله در مسير تبليغات صهيونيستي وعليه مسلمانان بهره جستند.


يکي از نمايشنامه‏هايي که خباثت صهيونيست‏ها در آن آشکاراست،تن‏لرزه نام دارد.اين نمايشنامه در سال 1981 روي صحنه‏بزرگترين تئاتر لندن به نمايش در آمد.نمايشنامه تن‏لرزه‏سرگذشت يک بازرگان عرب به نام محمدالعربي است.اين‏شخص پول‏هاي فراواني براي خريد بهترين مشروب‏ها خرج‏مي‏کند و هداياي گران قيمتي براي يک دختر انگليسي مي‏خرد و بااين کار سعي مي‏کند که دختر را متقاعد کند که خواهش‏هاي جنسي‏او را برآورده کند؛اما تا پايان نمايش محمدالعربي تمام دارايي‏خود را خرج مي‏کند و به خواسته‏اش نمي‏رسد و وقتي هيچ پولي‏برايش باقي نمي‏ماند،به گدايي روي مي‏آورد.


در تئاتر مزبور،نقش محمدالعربي را يک بازيگر انگليسي به‏نام آنتوني شيز که در خدمت صهيونيسم است بازي مي‏کند.صهيونيست‏ها نه تنها به مسلمانان،بلکه به شخصيت حضرت مسيح(ع)نيز اهانت مي‏کنند.براي نمونه،در يکي از تئاترهاي‏يهودي لندن نمايشنامه‏اي به نام مسيح سوپر استار را به روي‏صحنه مي‏برند که در آن به حضرت عيسي مسيح(ع)توهين شده‏است.


نخستين سالن‏هاي تئاتر آمريکا در سال 1750،در مناطق‏فيلادلفيا و بوستون تأسيس شدند.پس از پايان جنگ‏هاي داخلي‏که در فاصله سالهاي 1861-1865 جريان داشت.فعاليت‏هاي‏تئاتري در شهر نيويورک شکل خاصي به خود گرفت و ديري‏نپاييد که بزرگترين و مهمترين سالن‏هاي تئاتر آمريکا در اين شهرتأسيس شدند.يهوديان از همان دوران بر مشهورترين تئاترهاي‏برادوي که شهرت جهاني کسب کرده بودند سيطره يافتند.تا پيش‏از جنگ جهاني دوم،مشهورترين نمايشنامه نويس آمريکا جورج‏کوفمن يهودي بود.اما بعد از جنگ اين شهرت را آرتور ميلرکسب کرد.


يهوديان لهستان بزرگترين و مشهورترين سالن تئاتر پايتخت‏را در اختيار دارند و نام آن را هم تئاتر يهودي گذاشته‏اند.در اين‏سالن،نمايشنامه‏ها به زبان ييديش،يکي از گويش‏هاي قديمي‏يهوديان،اجرا مي‏شود و تماشاگران مي‏توانند ترجمه آن را به زبان‏لهستاني داشته باشند.


در پايتخت اتريش نيز سالن اپراي وين که شهرت جهاني دارد،توسط لورين مازيل يهودي اداره مي‏شود.اين شخص با زني‏يهودي داراي تابعيت اسرائيلي ازدواج کرده است.


ساموئل بکت نمايشنامه نويس يهودي ايرلندي در سال 1969جايزه ادبي نوبل را دريافت کرد.


صهيونيست‏ها که چنين رسانه‏اي را در چنگ خود گرفته‏اند،طبيعي است که براي تحقق اهداف خود و مطابق پروتکل‏هاي‏رهبران صهيون،از آن بهره‏برداري کنند.از جمله اين اهداف رواج فساد و لاابالي‏گري در ميان جوانان است.ناگفته نگذاريم که‏يهوديان براي نخستين بار نه فقط در سينما،بلکه در تئاتر نيزبرهنگي را رواج دادند.


آنان نمايشنامه‏اي به نام هير در لندن روي‏صحنه بردند که در آن،تمام بازيگران زن و مرد،عريان ظاهرمي‏شدند و غرايز حيواني خود را به نمايش مي‏گذاشتند.


اين قبيل‏نمايش‏ها پس از لندن،در شهرهاي پاريس،نيويورک،هامبورگ واستکهلم رواج يافت . 


 


منبع : کتاب يهود در فرهنگ ، تبليغات و رسانه هاي غرب 


 نوشته شده توسط زيتون در جمعه 4/5/1387 و ساعت 8:43 صبح | نظرات ديگران()

حمله شهاب سنگها به اسراييل

يکي از شبکه‌هاي خبري اعلام کرد که شهاب سنگي به سمت زمين در حال حرکت است و ممکن است از لايه‌هاي جوي عبور کرده و به زمين اصابت کند .عواقب احتمالي برخورد اين سيارک با نقاط مختلف جهان به شرح ذيل پيش‌بيني مي‌گردد: جرج بوش اعلام ‌کرد؛ اين اتفاق حاصل يک عمليات انتحاري بوده، که توسط طرفداران گروهکهاي تروريستي و در راس آنها القاعده صورت گرفته و شهاب سنگي در کار نبوده است. به همين دليل بايد يکبار ديگر افغانستان و عراق را شخم زد بلکه عاملان اين اقدام تروريستي شناسايي و نابود شوند. در صورت عدم موفقيت در اين پروژه حمله به سوريه ضروري است.از سوي ديگر از آنجا که ممکن است ايران نيز در اين اقدام تروريستي دست داشته باشد تا پيش از اصابت اين شهاب سنگ بايد مانع از دستيابي ايران به انرژي اتمي شد و لذا تهران بايد از هم اينک غني سازي صنعتي اورانيوم را به حال تعليق درآورد در غير اين صورت با اقدام نظامي واشنگتن روبرو خواهد شد.

عربستان؛

وزارت نفت اين کشور اعلام ‌کرد؛ بر اثر اين برخورد شديد يک چاه نفت جديد ايجاد شده که از آن "بنزين" فوران مي‌کند. از آنجا که اين نعمت خدادادي است ، تصميم گرفته شد نفت و بنزين‌هاي اين چاه به اسراييل فروخته شده و درآمد حاصله را به ملت مظلوم فلسطين کمک کنند!!!

اسراييل؛

کميته وينوگراد جلسه تشکيل مي دهد و علت اين پديده را مورد بررسي قرار مي دهد و در پايان به اين نتيجه مي رسد که مقصر اصلي اصابت اين شهاب سنگ به اسرائيل بي کفايتي ايهود اولمرت و ايهود باراک در پيش بيني احتمال اصابت آن به اسراييل بوده است.به همين دليل دستور عزل يکي از مقامهاي بي ربط ارتش اسرائيل را صادر و در دنيا جيغ و داد خواهد کرد که اي هوار ...اي داد ... قصد دارند ملت يهود را زنده به گور کنند و هولوکاستي دوباره خلق نمايند...

ترکيه؛

نخست وزير ترکيه اعلام مي کند:اين سنگ نيز سنگ ديگري است که اروپا جلوي پاي ترکيه انداخته تا کشورش به اتحاديه اروپا نپيوندد. لذا عمليات گسترده اي را با حضور اتراک قدرتمند جهت جلوگيري از اصابت اين شهاب سنگ به سرزمين هاي اشغالي فلسطين تدارک مي بيند تا به اروپايي ها حسن نيت خود را ثابت نمايد.

آلمان؛

بر اثر برخورد اين شهاب سنگ در منطقه يهودي‌نشين آلمان، و کشته شدن ششصد و هشتاد ميليون يهودي بي گناه! وزارت خارجه اين کشور اعلام مي کند :جام جهاني! برگزار نمي‌شود و براي جبران اين مظلوميت يهوديها، اسراييل بدون برگزاري مسابقه به عنوان قهرمان جام معرفي خواهد شد. ضمن آنکه مردم آلمان به خاطر اشتباه در محاسبه برخورد شهاب سنگ تا آخر عمر بايد در عزاي عمومي به سر ببرند و از هر يک سنت در امد خود يک ونيم سنت بايد ماليات به قربانبان اين حادثه بپردازند.

فرانسه؛

بعلت وجود يک لايه‌ي سياه در جداره‌ي خارجي اين سيارک، طبق حکم دادگاه قانون اساسي فرانسه، اين لايه حجاب اسلامي به شمار آمده و فرود آن در خاک فرانسه نوعي ترويج دين محسوب شده و در هيچ جاي فرانسه اجازه ورود به اين سيارک داده نمي‌شود، لذا اين سيارک به کهکشان خودش عودت داده شد.

خليج فارس؛

بر اثر برخورد اين شهاب سنگ در خليج فارس جزيره‌ي جديدي ايجاد ‌شد که بلافاصله کشور امارات متحده با ارايه مدارک کاملا مستند و قوي ثابت ‌کرد که اين جزيره از 500 سال پيش متعلق به اين کشور بوده است.

 


خبرگزاري قدس


 نوشته شده توسط زيتون در چهارشنبه 2/5/1387 و ساعت 9:40 صبح | نظرات ديگران()

پروتکل شماره 5


در جوامعي که فساد همه جا را فرا مي‏گيرد،جمع آوري ثروت تنها از طريق‏تقلب و نادرستي امکان‏پذير مي‏گردد،قدرت دولت رو به ضعف مي‏نهد،قيوداخلاقي تنها از طريق مجازات‏هاي سنگين ساري و جاري مي‏شوند،قوانين ومقررات،ضمانت اجرايي ندارند،مردم در برابر سرنوشت جامعه‏شان احساس‏مسئوليت نمي‏کنند و مقررات بين المللي نيز ناديده گرفته مي‏شوند.با اعمال چه‏روشي و به کمک چه سيستم مديريتي، مي‏توان اين گونه جوامع را اداره کرد؟


پاسخ اين است که سيستمي فوق العاده«متمرکز»و مقتدر که تمام‏قدرت‏هاي درون جامعه را به دست گيرد،مي‏تواند در اين مورد کار آمد باشد.بدين معني که تمام فعاليت‏هاي سياسي مردم را بايد زير نظر گرفت و تمام‏آزادي‏هايي را که رژيم‏هاي غير يهودي به مردم اعطا کرده‏اند،به تدريج سلب‏کرد و زمينه‏اي را فراهم آورد که مردم بتوانند گسيختگي‏ها و ناهنجاري‏هاي‏رژيم‏هاي غير يهود را دريافته و به شاهنشاهي قوم ما ايمان آورند.آنچه در بالاگفته شد،بايد انگاره،الگو و راهنماي عمل ما در تمام زمان‏ها و مکان‏ها باشد تابتوانيم به اين وسيله تمام کساني را که چه در حرف و چه در عمل مخالف ماهستند،از سر راهمان برداريم.


ممکن است ادعا شود که چنين انگاره و الگوهايي با پيشرفت‏هاي امروز ماسازگار نيست؛ولي کژي و نادرستي اين ادعا را نشان مي‏دهيم.سالياني بس دراز،مردم باور مي‏داشتند که شاهان بنا به اراده خداوند بر مردم‏استيلا يافته‏اند و در نتيجه همين تصور،بدون ترديد و دو دلي تسليم آنان‏مي‏شوند؛ولي از زماني که ما از حقوق انسان‏ها سخن به ميان آورديم،تزلزلي درانديشه آدميان نسبت به جاوداني بودن حکومت شاهان ايجاد کرديم و تقدس‏شاهان را در چشم مردم از بين برديم و نيز هنگامي که اعتقاد مردم را نسبت به‏خدا تضعيف کرديم،قدرت را از کاخ شاهان به خيابان کشيديم و آن را درمالکيت متمرکز ساختيم و سپس آن را به غنيمت برديم.


جهت دادن به فکر و انديشه مردم غير يهودي به کمک سخن پردازي وتئوري‏هاي وسوسه‏انگيز،کار متخصصان و مديران ما است.ما يهوديان درمشاهده امور،تجزيه و تحليل آنها،محاسبات دقيق مسائل مالي،طرح‏برنامه‏هاي سياسي و نيز حس همکاري با يکديگر،رقيبي نداريم.تنها ممکن‏استادامه مطلب...

 نوشته شده توسط زيتون در چهارشنبه 2/5/1387 و ساعت 9:38 صبح | نظرات ديگران()

پروتکل شماره 4


هر جمهوري و حکومتي چند مرحله را پشت سر مي‏گذارد.در مرحله‏ نخست،حکومت شکل ثابتي ندارد و به وسيله توده مردم از سويي به سوي‏ديگر کشانده مي‏شود.در مرحله دوم،حکومت شکل عوام فريبي به خوبي‏مي گيرد.پس از آن آنارشيسم به وجود مي‏آيد و سرانجام آنارشيسم به حکومت‏استبدادي منجر مي‏گردد.البته ميان حکومت مطلقه‏اي که به صورت قانوني درمي‏آيد،خود را در برابر مردم مسئول و متعهد مي‏داند و نيز خط مشي آن کاملاآشکار است و با حکومت مستبدانه‏اي که ناشي از هرج و مرج است،تفاوت‏فراوان دارد.حکومت استبدادي و مطلقه‏اي که زاده هرج و مرج است،با وجودآشکار بودن مظاهر استبداديش،مي‏کوشد تا چهره واقعي خود را مخفي بدارد.اين نوع حکومت به وسيله دست‏هاي پنهان و سازمان‏هاي مخفي اداره مي‏شود.


کارگردانان اين گونه رژيم به همان اندازه که بي‏پروا هستند،به همان نسبت‏هم پرده‏پوش مي‏باشند.تغيير دادن آنها به همان اندازه که ممکن است در سقوطرژيم مؤثر باشد،به همان نسبت هم به عوامل مخفي کمک مي‏کنند تا حکومت‏را از خطر سقوط حفظ کنند.


چه کسي مي‏تواند با يک قدرت نامحسوس درافتد و آن را واژگون سازد؟اين‏ما هستيم که چنين قدرت نامحسوسي داريم.اگر چه فراماسونرهاي غير يهودي،کورکورانه در خدمت ما هستند و براي مقاصد ما کار مي‏کنند؛اما برنامه‏هاي ماهمچنان براي آنها و ديگران ناشناخته و اسرارآميز باقي خواهد ماند.


 ما اعتقاد به خدا را متزلزل مي‏کنيم


اگر آزادي بر خدا پرستي مبتني باشد،با برادري،انسان دوستي و برابري‏پيوندي داشته،براي جامعه بي‏زيان باشد،به رفاه عمومي لطمه‏اي وارد نسازد ودر اقتصاد هم جايي براي خود پيدا کند،بر ما لازم است که هم احترام به آزادي‏و هم اعتقاد به خدا را در ميان مردم غير يهودي از بين ببريم و نيازهاي مادي راجايگزين اين گونه اعتقادات سازيم؛اما اگر اعتقاد به خدا موجب شود که ما برمردم حکومت کنيم،در اين صورت بايد به تبليغ دين بپردازيم و با راهنمايي‏مردان روحاني،مردم را به تسليم وا داريم.


براي آن که بتوانيم قدرت انديشيدن را از مردم غير صهيونيست سلب کنيم،بايد فکر آنها را متوجه صنعت و تجارت کنيم.سرگرم شدن آنها به داد و ستد وانديشيدن به منفعت،باعث مي‏شود که دشمن مشترکشان را فراموش کنند.ازسوي ديگر،به صنعت جنبه احتکاري مي‏دهيم.بدين معني که به بهاي صنعتي‏شدن،بسياري از زمينه‏ها ناديده گرفته مي‏شوند که سرانجام به دست ما مي‏افتندو ما آنها را احتکار مي‏کنيم.


افزايش روز افزون رقابت به منظور پيش افتادن در زندگي از سويي ونابساماني‏هاي اقتصادي از سوي ديگر،مردم را سر خورده و افسرده مي‏کند ونفرت آنها نسبت به مقام‏هاي عالي رتبه اداري،مذهبي و سياسي اوج مي‏گيرد،طلا به عنوان وسيله‏اي براي ارضاء نيازهاي مادي مردم مورد توجه واقع‏مي‏شود،ظرفيت مردم به مرز انفجار مي‏رسد و براي قيام آماده مي‏شوند.قيام‏مردم براي کسب ثروت است نه اشاعه خوبي‏ها؛زيرا اين قيام از نفرت منبعث‏مي‏شود.به بيان ديگر،نفرت طبقه محروم از طبقه ممتاز جامعه،موجب قيام‏مي‏گردد.قشرهاي پايين جوامع غير يهودي در پي رهنمودهاي ما عليه طبقه‏ممتاز به پا مي‏خيزند و سرانجام با حريفان‏مان؛يعني علماي غير يهودي بر سرقدرت به نبرد مي‏پردازند.


 نوشته شده توسط زيتون در چهارشنبه 2/5/1387 و ساعت 9:31 صبح | نظرات ديگران()

تلويزيون هاي صهيونيستي


اهميت تلويزيون از خبرگزاري‏هاي بين‏المللي کمتر نيست.درحال حاضر،اين رسانه،به دليل راهيابي به تمام خانه‏ها،مهمترين‏کانال ارتباط با مردم است.شايد رساترين تعريف از تلويزيون،عبارتي باشد که در دايرةالمعارف آمريکا،در سال 1980 ثبت‏شده است:«در عصر حاضر،تلويزيون،چشم و گوش آدمهاست.»


وقتي سخن از تلويزيون است،ناگزير با اين حقيقت روبروهستيم که آمريکا داراي قويترين شبکه‏هاي تلويزيوني جهان است.


اما چه دردناک است وقتي در مي‏يابيم که صهيونيست‏ها اين‏شبکه‏ها را به طور کامل در سيطره خود گرفته‏اند و ديدگاه‏هايشان‏را به افکار عمومي جهان ديکته مي‏کنند.


در آمريکا،در حدود 1100 شبکه تلويزيوني و 7200 ايستگاهراديويي وجود دارد.در اين کشور نخستين شبکه تلويزيوني درسال 1939 و به هنگام برپايي نمايشگاه بين‏المللي نيويورک آغازبه کار کرد.


سه شبکه آمريکايي اي.بي.سي؛سي.بي.اس و ان.بي.سي‏مشهورترين شبکه‏هاي تلويزيوني جهان به شمار مي‏آيند.شبکه تلويزيوني اي.بي.سي در سيطره صهيونيست‏هاست.


لئونارد جانسون(رئيس)،مارتين روبنشتاين(مديرکل)،افرام‏رايشتان(معاون مديرکل)و صدها خبرنگار و گزارشگر و فيلمبردارو مسؤولان فني ديگر اين شبکه يهوديان طرفدار صهيونيسم‏هستند.صهيونيست‏ها با پرداخت مبالغي هنگفت به اين شبکه ازآن حمايت مي‏کنند.براي مثال،درآمد شبکه اي.بي.سي از محل‏آگهي‏ها،فقط در سال 1982،مبلغ دو ميليارد دلار بود که بيشترين‏مقدار اين مبلغ را مؤسسه‏ها و بانکهاي يهودي پرداخت کردند.


شرکت سي.بي.اس نيز تحت سيطره صهيونيست‏هاست.رئيس و صاحب اين شرکت،ويليام بيلي يهودي نواده يک يهودي‏روسي است که در سال 1888 از اوکراين به آمريکا مهاجرت کرده‏بود.مدير کل آنادامه مطلب...

 نوشته شده توسط زيتون در جمعه 30/1/1387 و ساعت 8:23 صبح | نظرات ديگران()
 ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[27/5/1387- 9:42 ص] موقعيت يهود در ايران
[27/5/1387- 9:37 ص] پروتکل شماره 6
[25/5/1387- 9:41 ص] کنيسه شيطان
[11/5/1387- 8:25 ص] هولوکاست
[4/5/1387- 8:43 ص] تئاتر
[2/5/1387- 9:40 ص] حمله شهاب سنگها به اسراييل
[2/5/1387- 9:38 ص] پروتکل شماره 5
[2/5/1387- 9:31 ص] پروتکل شماره 4
[30/1/1387- 8:23 ص] تلويزيون هاي صهيونيستي
[آرشيو شده ها]

بالا

طراح قالب: رضا امين زاده** پارسي بلاگ پيشرفته ترين سيستم مديريت وبلاگ

بالا